عطا ملك جوينى

188

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

نام او الحسن بن علىّ بن محمّد بن جعفر بن الحسين بن محمّد [ بن ] « 1 » الصّبّاح الحميرى عليه لعنة اللّه و الملائكة و النّاس اجمعين ، در سرگذشت « 2 » آورده‌اند كه وقتى جماعتى از متّبعان « 3 » او احوال پدران او بنوشتند و بنزديك او آوردند از راه تصنّع « 4 » و تلبيس « 5 » بدان رضا نداد و آن اوراق را در آب شست ، اين حسن لعين چنين تقرير كرد كه من مذهب آباء خويش مذهب شيعهء اثناعشرى داشتم ، در رىّ شخصى بود اميره « 6 » ضرّاب « 7 » نام بر مذهب باطنيان مصر و هروقت ما را با يكديگر مناظرهء مىبود و او مذهب مرا كسر مىكرد و من مسلّم نمىداشتم امّا در دل من آن سخن جاىگير بود ، در اثناى آن « 8 » بيمارى مخوف صعب روى نمود با خويش انديشه كردم كه آن مذهب حقّست و از غايت تعصّب تصديق آن نكردم « 9 » اگر عياذا باللّه اجل موعود در رسد به حق نارسيده هالك باشم ، از آن مرض خود شفا يافتم ، ديگرى بود هم از جملهء باطنيان « 10 » بونجم سراج « 10 » نام ازو تفتيش اين مذهب كردم بشرح و تفصيل تقرير داد تا بر غوامض آن وقوف يافتم ، و ديگرى بود مؤمن « 11 » نام كه عبد الملك عطاش 59 او را بدعوت اجازت

--> ( 1 ) كلمهء « ابن » از جميع نسخ ساقط است ، و صواب بلاشك اثبات آنست چه الصّبّاح قطعا لقب محمّد نبوده چنان كه اسقاط « ابن » موهم آنست بلكه نام پدر او بوده ، و كلمهء الصّبّاح از اعلام معروفهء عرب است و هيچ‌جا لقبا مسموع نشده است ، ( 2 ) كذا فى آ د ح ، ج ز افزوده‌اند : او ، ( 3 ) كذا فى آ ز ، ح : مبيعان ، ج د : متابعان ، ( 4 ) كذا فى د ز ، ح : تصييع ؟ ؟ ؟ ، آ : تضييع ؟ ؟ ؟ ، ج : تضييع ، ( 5 ) كذا فى ج ، د ح : تسلس ، ز : تسلّس ، آ : تلسيس ( كذا ) ، ( 6 ) كذا فى آ ج ز ، ح بدون نقطه ، د : امير ، ( 7 ) كذا فى آ ج د ز ( ولى آ د بدون تشديد ) ، ح : صراب ؟ ؟ ؟ ، ( 8 ) ز فقط افزوده : مرا ، ( 9 ) كذا فى د ز ح ، آ ج افزوده‌اند : كه ، ( 10 - 10 ) كذا فى د ز ، باقى نسخ با تنقيط ناقص ، ( 11 ) كذا فى اربع نسخ ، ح : مموس ( كذا ) ،